پس از ورود به حساب کاربری خود می توانید با وارد کردن کلمات یا جملات مربوطه سهمی در ارتقا دانشنامه موضوعی داشته باشید. اطلاعات وارد شده توسط شما، به نام شما در سایت نمایش داده می شود. اگر حساب کاربری ندارید از طریق ثبت نام حساب خود را ایجاد کنید.

Ich habe starke Gefühle für dich.

به تو علاقه ی شدیدی دارم

Wir müssen miteinander reden.

باید با هم حرف بزنیم

Die Liebe ist das Wichtigste im Leben.

عشق مهم ترین چیز در زندگی ست.

Eine Beziehung zu führen ist nicht immer einfach.

نگه داشتن یک رابطه کار راحتی نیست

Ich will Dich heiraten.

میخوام باهات ازدواج کنم.

Verliebt zu sein ist toll.

عاشق بودن عالیه.

Ich bin bis über beide Ohren verliebt.

یک دل نه صد دل عاشق شدم (کاملا و واقعا عاشق کسی بودن)

ich kann nicht ohne dich leben

من نمی تونم بدون تو زندگی کنم

Sie hat sie sehr geliebt.

او عاشق آنها بود.

Hast du mich gerne?

دوستم داری؟

Du bist die Liebe meines Lebens.

تو عشق زندگی منی

Ich denke immer an dich.

همیشه به تو فکر میکنم

Ich bin verknallt in ihn

باهاش کراش دارم (مجذوبش هستم)

Am Ende behält man genau das in Erinnerung,was man versucht hat zu vergessen.

در نهایت،دقیقا همان چیزی را که سعی کردید فراموش کنید به یاد می آورید.

Ich mische mich nicht in die Dinge ein,Die mich nicht eingehen

در چیزی که به من مرتبط نیست،دخالت نمیکنم.

Denk an deine Zukunft,denk daran.

به آینده ت فکر کن،بهش فکر کن.

die/der Alleinstehende

مجرد

der Trauschein

قباله ازدواج , گواهی ازدواج

schroffer

(رفتار) تند , جدی , خشک

Der abgerissene Strick kann wieder geknotet werden .er hält wieder,aber er ist zerrissen. Vielleicht begegnen wir uns wieder, aber da, wo du mich verlassen hast triffst du mich nicht wieder.

ریسمان پاره را می توان دوباره گره زد دوباره دوام می آورد، اما هرچه باشد ریسمان پاره ای است. شاید ما هم دوباره همدیگر را دیدار کنیم اما در آنجا که ترکم کردی هرگز دوباره مرا نخواهی یافت.

برای مشاهده تمام اطلاعات ابتدا وارد سامانه شوید