پس از ورود به حساب کاربری خود می توانید با وارد کردن کلمات یا جملات مربوطه سهمی در ارتقا دانشنامه موضوعی داشته باشید. اطلاعات وارد شده توسط شما، به نام شما در سایت نمایش داده می شود. اگر حساب کاربری ندارید از طریق ثبت نام حساب خود را ایجاد کنید.

Der Vater

پدر

Ein guter bekannter meines Vaters.

یکی از آشنا های نزدیک پدرم.

Meine Familie ist hier.

خانواده ی من اینجاست.

Er ist hier und sie ist hier.

آن مرد اینجاست و آن زن اینجاست.

der Großvater

پدر بزرگ

die Großmutter

مادر بزرگ

Wir sind eine Familie.

ما یک خانواده هستیم.

Die Familie ist nicht klein.

خانواده، کوچک نیست.

Die Familie ist groß.

خانواده بزرگ است.

Mein Sohn wollte nicht mit der Puppe spielen.

پسرم نمی خواست با عروسک بازی کند.

Meine Tochter wollte nicht Fußball spielen.

دخترم نمی خواست فوتبال بازی کند.

Wir haben nur uns beide.

ما فقط همدیگه رو داریم.

Meine Frau vollte nicht mit mir Schach spielen.

همسرم نمی خواست با من شطرنج بازی کند.

Meine Kinder wollten keinen Spaziergang machen.

فرزندانم نمی خواستند به پیاده روی بروند.

Ist deine Tochter schon erwachsen?

دختر تو بزرگ شده است؟

Ab und zu rufe ich meine Schwester an.

گاه گاهی (هر از گاهی)به خواهرم زنگ میزنم.

Aber sie hat schon einen Freund.

اما او یک دوست پسر دارد.

Unsere Opa ist krank.

پدربزرگمان مریض است.

Unsere Oma ist gesund.

مادر بزرگمان سالم است.

Kinder, wo ist euer Vati?

بچه ها، پدرتان کجاست؟

برای مشاهده تمام اطلاعات ابتدا وارد سامانه شوید