پس از ورود به حساب کاربری خود می توانید با وارد کردن کلمات یا جملات مربوطه سهمی در ارتقا دانشنامه موضوعی داشته باشید. اطلاعات وارد شده توسط شما، به نام شما در سایت نمایش داده می شود. اگر حساب کاربری ندارید از طریق ثبت نام حساب خود را ایجاد کنید.

ich habe Rückenschmerzen

من کمر درد دارم

mein kopf/auge/ohr tut weh

سرم/چشمم/گوشم درد می کند

mir ist übel

حال تهوع دارم

Tierartz

دامپزشك

Der Potient hofft auf seine baldige Gesundheit.

بیمار به سلامتی فوری اش امیدوار است.

sie leihdet an einer unheilbaren Krankheit.

او(مونث)از یک بیماری غیر قابل علاج رنج می برد.

Das muss für Ihre Patienten spannend sein.

این برای بیماران شما میتواند بسیار مهیج باشد.

Der Doktor muss sofort kommen.

پزشک باید فوراً بیاید.

der Kranke verweigerte die Nahrung

حال بیمار بهتر است.

Bitte setzen Sie sich kurz ins Wartezimmer!

لطفا کمی در اتاق انتظار بنشینید!

Der Zahnarzt meinte, dass er zwei Zähne ziehen muss.

دندان پزشک گفت که باید دو دندان را بکشد.

Morgens hat Dr. Behrens von 8,00-12,00 Uhr Sprechstunde.

ساعت کار دکتر برنس، صبح‌ها از ساعت 8 تا 12 است.

Wo tut es weh?

کجای بدن شما درد می کند؟

Ich habe oft Kopfschmerzen.

من اغلب سر درد دارم.

Ich habe manchmal Bauchschmerzen.

من گاهی اوقات دل درد دارم.

Machen Sie bitte den Oberkörper frei!

لطفا بالاتنه خود را آزاد کنید!

Legen Sie sich bitte auf die Liege!

لطفاً روی تخت دراز بکشید!

Der Blutdruck ist in Ordnung.

فشار شما خوب است.

Ich gebe Ihnen eine Spritze.

من یک آمپول برایتان می نویسم.

Ich gebe Ihnen Tabletten.

من برایتان قرص می نویسم.

برای مشاهده تمام اطلاعات ابتدا وارد سامانه شوید