پس از ورود به حساب کاربری خود می توانید با وارد کردن کلمات یا جملات مربوطه سهمی در ارتقا دانشنامه موضوعی داشته باشید. اطلاعات وارد شده توسط شما، به نام شما در سایت نمایش داده می شود. اگر حساب کاربری ندارید از طریق ثبت نام حساب خود را ایجاد کنید.

die Zapfpistole

نازل (nozzle)

An dieser Tankstelle gibt es kein Diesel.

در این پمپ بنزین گازوییل ندارند.

Er muss tanken.

او باید بنزین بزند (در باک بنزین بریزد).

Ich muss noch tanken.

باز هم باید بنزین بزنم.

Der Motor verbraucht wenig Benzin.

این موتور بنزین کم مصرف می کند.

Der Automotor läuft auch mit bleifreiem Benzin.

موتور خودرو با بنزین بدون سرب هم کار می کند.

Das Auto hat einen Dieselmotor.

این خودرو، موتور دیزلی دارد.

Bitte tanken Sie das Ato voll!

لطفاً باک را پر کنید!

An der Kasse steht einen lange Schlange.

پشت باجه، صفی طولانی است.

Vielleicht können wir an der alten russischen Forschungsstation tanken.

شاید بتونیم در ایستگاه تحقیقاتی قدیمی روسیه سوخت گیری کنیم.

Mein Vater kam zu spät zu meiner Abschlussfeier, weil sein Hubschrauber noch tanken musste.

پدرم به مراسم جشن فارغ تحصیلیم بسیار دیر آمد،چون هلیکوپترش مجبور به سوختگیری بود.

Wir suchen eine verlassene Tankstelle oder Werkstatt.

ما به دنبال یک پمپ بنزین و یا کارگاه متروکه هستیم.

Da war doch 'ne Tankstelle.

اونجا هیچ پمپ بنزینی نبود.

An der Tankstelle war doch keiner.

در اطراف پمپ بنزین هیچ کسی نبود.

Diese Tankstelle ist die einzige Reparaturwerkstatt, und die schließen um 6:00.

این پمپ بنزین تنها تعمیرگاهی است که سر ساعت 6 بسته میشود.

Ich habe sie an der Tankstelle mitgenommen.

من اون خانوم را نزدیک پمپ بنزین رساندم.

Eine Tankstelle explodierte neben dem Auto.

یک پمپ بنزین نزدیک اتومبیل منفجر شد.

Wir haben an keiner Tankstelle angehalten.

ما در هیچ پمپ بنزینی توقف نکرده ایم.

Komm zur Tankstelle bei dem Berg.

به پمپ بنزین روی کوه بیا.

An der Tankstelle steht ein Lastwagen.

در پمپ بنزین یک کامیون قرار دارد.

برای مشاهده تمام اطلاعات ابتدا وارد سامانه شوید