پس از ورود به حساب کاربری خود می توانید با وارد کردن کلمات یا جملات مربوطه سهمی در ارتقا دانشنامه موضوعی داشته باشید. اطلاعات وارد شده توسط شما، به نام شما در سایت نمایش داده می شود. اگر حساب کاربری ندارید از طریق ثبت نام حساب خود را ایجاد کنید.

Frau Jensch leitet diese Abteilung.

خانم ینش این بخش را مدیریت می کند.

Je mehr Werbung die Firma macht, desto größer ist ihr Erfolg.

هرچه تبلیغات یک شرکت بیشتر، به همان اندازه موفقیت اون بزرگتر.

Unser Chef hat seit Januar einen neuen Assistenten.

رئیس ما از ژانویه معاون جدیدی دارد.

Auch ihre Freunde wundern sich, aber Sabine ist eine erfolgreiche Geschäftsfrau geworden.

حتی دوستانش هم تعجب می کنند، ولی زابینه تاجر موفقی شده است.

Als Handelsvertreter ist er sehr viel mit dem Auto unterwegs.

در سمت نماینده ی تجاری، زیاد با ماشین مسافرت نمی کند.

Er ist nicht arm geworden, aber er hat durch seine letzten Geschäfte viel Geld verloren.

فقیر نشده است، بلکه به دلیل آخرین کارهای تجاری اش پول زیادی را از دست داد.

Der Chef drohte, ihm zu kündigen.

رئیس تهدید کرد او را اخراج می کند.

Der alte Vorsityende wurde auf der Versammlung wiedergewählt.

رئیس قبلی دوباره در گردهمایی انتخاب شد.

Die Firma mit dem günstigsten Angebot bekommt den Auftrag.

شرکت با بهترین پیشنهاد، سفارش را دریافت می کند.

Ich möchte bitte den Geschäftsführer sprechen.

مایلم با مدیرعامل صحبت کنم؛ لطفاً.

Die Büros der Geschäftsleitung sind im 3. Stock.

دفتر هیئت مدیره در طبقه ی سوم است.

Auf dem Markt für Werkzeugmaschinen gibt es zzt. einen harten Preiskampf.

در حال حاضر در بازار ابزار آلات رقابت شدید قیمت ها وجود دارد.

Die Zahlen der Verkaufsstatistik sind wichtig für die Investitionsplanung.

آمار فروش برای برنامه ریزی سرمایه گذاری مهم است.

Die Firma wurde vor allem durch falsche Entscheidungen der Manager ruiniert.

شرکت در اصل به دلیل تصمیم های نادرست مدیران ورشکست شد.

Am Anfang machte die Firma verluste, jetzt arbeitet sie mit Gewinn.

اوایل این شرکت ضرر می کرد؛ اما الآن سود می کند.

Die finanzielle Situation der Firma ist besser geworden.

وضعیت مالی شرکت بهتر شده است.

Mit den neuen Produkten hat die Firma großen Erfolg.

شرکت با محصولات جدید موفقیت زیادی داشته است.

Sie ist eine erfolgreiche Geschäftsfrau.

بازرگان موفقی است.

Die Mitbestimmung der Arbeitnehmer in den Betrieben ist keine wichtige politische Streitfrage mehr.

مشارکت کارکنان در تصمیمات مدیریت شرکت، دیگر مسئله ی سیاسی مهمی نیست.

Für die jüngsten wirtschaftlichen Misserfolge wird der Verkaufschef verantwortlich gemacht.

مسئول ناکامی های اخیر اقتصادی را مدیر فروش جدید می دانند.

برای مشاهده تمام اطلاعات ابتدا وارد سامانه شوید